Wednesday, May 19, 2010

سین هفتم



:بشنوید

سینِ هفتم
سیبِ سُرخیست
حسرتا

که مرا
نصیب

ازاین سُفره ی سُنّت
.سروری نیست



شرابی مردافکن در جامِ هواست
شگفتا
که مرا
بدین مستی
شوری نیست



سبوی سبزهپوش
در قابِ پنجره ــ
آه
چنان دورم
که گویی جز نقشِ بیجانی نیست
و کلامی مهربان
در نخستین دیدارِ بامدادی ــ
فغان
که در پسِ پاسخ و لبخند
دلِ خندانی نیست



بهاری دیگر آمده است
آری
اما برای آن زمستانها که گذشت
نامی نیست
نامی نیست


الف - بامداد
اسفندِ ۱۳۵۷
لندن

1 comment:

  1. شراب تلخ می​خواهم که مردافکن بود زورش

    ReplyDelete